شـوآه(shoah)&سروش(drsoroush)

این وبلاگ به دو موضوع فوق می پردازد

مهاجرت2

در وبلاگ جدیدم علاوه بر هولوکاست به دکتر سروش و نقد افکارش هم می پردازم

+ الف ; ٦:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران ()   

مهاجرت

دوستان عزیز و محترم

بنا بر اینکه سرویس پارسی بلاگ را آسانتر و کاملتر یافتم بدان سرویس نقل مکان می کنم.برای تبادل لینک و ادامه دوستی به ایـــــــــــنـــــــــــــــــــــــجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا بیایید.بدیهی است که پس از مدتی این وبلاگ را خواهم بست.

+ الف ; ٦:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٤
    پيام هاي ديگران ()   

مختصری از زندگی نامه دکتر سروش

دکترعبدالکریم سروش در سال 1324 مصادف با عاشورا سال 1365 ق در منطقه جنوب تهران متولد شد . والدین او تهرانی الاصل  و از تحصیلات کمی برخوردار بودند ، اما به هر حال جزو باسوادهای آن روزگار محسوب می شدند .

دکتر سروش تحصیلات ابتدایی را در دبستان قائمیه در جنوب تهران به پایان برد و سپس وارد دبیرستان مرتضوی شد ؛ اما پس از یک سال بنا به صلاحدید پدر به دبیرستان تازه تاسیس علوی رفتند .دبیرستان علوی توسط گروهی از تجار معتبر تاسیس شده بود که در آن میان آقایان اصغر کرباسچیان و رضا روزبه نقش برجسته تری داشتند و دبیرستان را اداره میکردند . آنها شخصیتهای شناخته شده و محترمی بودند و هدفشان از تاسیس دبیرستان علوی پرورش افراد متدین  پارسا و متعهد به جامعه بود که مسلط به دانش جدید نیز باشند .

در دبیرستان علوی  آقای رضا روزبه که خود هم در دانشگاه و هم در حوزه تحصیل کرده بودند کلاسهای منظمی در تفسیر و فقه برگزار میکردند . در آنجا آقای دکتر سروش پایه استواری در علوم جدید و علوم دینی کسب کرد و در رشته ریاضی دیپلم گرفت .

حدودا درآخرین سال تحصیل ایشان در دبیرستان ، انجمن حجتیه جمع کثیری از شاگردان دبیرستان علوی را دعوت به عضویت کرد و برای آنها کلاسهای آموزشی ترتیب داد .

دکتر سروش با انگیزه انجام خدمات دینی وارد انجمن حجتیه شد اما چون فضای آنجا را موافق مذاق و میل خود نمیدند و فعالیتهای آن نیز در راستای فعایتهای مطلوب او که مطالعه قرآن و نهج  البلاغه  بود قرار نداشت ، خیلی زود آنرا ترک کرد  .

پس از پایان دبیرستان دکتر سروش در آزمون سراسری  دانشگاهها در دو رشته فیزیک و داروسازی شرکت کرد و در هردو قبول شد و به توصیه آقای روزبه داروسازی را انتخاب نمود و وارد دانشگاه تهران شد ، اما  علاوه بر رشته داروسازی در زمینه ادبیات و فلسفه نیز با جدیت مطالعه میکرد .

پس از پایان آن دوره،دو سال در ارتش خدمت نظام وظیفه را گذراند و به دنبال آن برای انجام طرح خدمت خارج از مرکز پزشکی  مدت پانزده ماه به بوشهر رفت . در آن شهرآزمایشگاه مواد غذایی آرایشی و بهداشتی را دایر نمود و خود اولین رئیس آن شد . سپس به تهران بازگشته و در آزمایشگاه کنترل پزشکی مشغول به کار شد . پس از چند ماه در اواخر سال 1351 ازدواج نمود و برای تحصیل و آشنایی با دنیای جدید رهسپار لندن شدند .

آقای دکتر سروش در دانشگاه لندن ابتدا در رشته شیمی تحلیلی ثبت نام نمود و پس از آن به مدت پنج سال و نیم در رشته تاریخ و فلسفه علم به تحصیل پرداخت .

در طی این سالها رویارویی مردم و حکومت شاه شکل می گرفت ، گردهمایی های سیاسی ایرانیان در آمریکا ،اروپا و بخصوص انگلستان  نیز رو به افزایش بود . در انگلستان گروهی از جوانان مسلمان آفریقایی در انجمنی به نام   Muslim Youth Association  انجمن جوانان مسلمان فعالیت میکردند . که آنرا به اختصار MYA مینامیدند .

 آنان از آقای دکتر سروش و دیگر دانشجویان مسلمان نیز دعوت نمودند . اما پس از مدتی فعالیت بدلیل روش سلطه طلبانه دانشجویان عراقی متعلق به حزب الدعوه ، ایرانیان از آنجا خارج شدند و به مکان دیگری در غرب لندن به نام امام باره که باز توسط افریقاییان پیشنهاد شده بود نقل مکان کردند . امام باره نامی بود که شیعیان افریقایی به حسینیه اطلاق میکردند . به این ترتیب محل مناسبی فراهم شد برای گردهمآیی دانشجویان مسلمان ایرانی در انگلستان ؛ که بخصوص در طی ماههای منتهی به پیروزی انقلاب محلی فوق العاده شلوغ بود  و شخصیتهای بزرگ و فعال از نقاط مختلف اروپا و حتی ایران مرتباً در آنجا سخنرانی می نمودند ؛ از جمله مرحوم آیت الله بهشتی و مطهری وآقای بنی صدر . مراسم ترحیم مرحوم دکتر علی شریعتی نیز در سال 1356 در همین مکان برگزار گردید . به این ترتیب نام امام باره به تاریخ پیوست و نیز دکتر سروش که افتخار آنرا یافت که سهم بزرگی در تاسیس و اداره آن داشته باشد .

پس از انقلاب،امام باره خریداری شد و تحت اختیار دولت ایران قرار گرفت که اکنون کانون توحید نامیده میشود و توسط دانشجویان ایرانی اداره میگردد.

در انگلستان سخنرانی های دکتر سروش به تدریج رونویسی گردیده و بصورت جزوه  یا کتاب چاپ میشد . در ابتدا ایشان به منظور مقابله با رشد روز افزون چپ گرایی بخصوص از طرف مجاهدین خلق که با ایدئولوژی مارکسیستی ذهن و دل بسیاری از جوانان مبارز را می ربودند یک سلسله سخنرانی با نام تضاد دیالکتیکی در امام باره ایراد نمودند.

تضاد دیالکتیکی اولین کتاب آقای دکتر سروش بود که در ایرا ن به چاپ رسید . در همان زمان وی در انگلستان بود وکتاب "نهاد نا آرام جهان" را که درباره حرکت جوهری ملاصدرا است مینوشت. در این کتاب ایشان سعی کرده اند مبانی فلسفه اسلامی بخصوص توحید و معاد را از دل حرکت جوهری استخراج کنند و اندیشه ملاصدرا را به عنوان اساس استواری برای بیان این معتقدات معرفی نمایند . این کتاب مورد ملاحظه مرحوم آیت الله مطهری و امام خمینی قرار گرفته و مورد تایید و تحسین آنان واقع شد .

وقتی انقلاب شروع شد دکتر سروش به ایران بازگشت و کتاب دانش و ارزش را که در انگلستان نوشته بود به چاپ رساند . در ایران او به دانشگاه تربیت معلم رفت  و به سمت مدیریت گروه تازه تاسیس فرهنگ اسلامی منصوب شد . یک سال نگذشته بود که روند بستن دانشگاهها شروع شد و منجر به تعطیلی کلیه دانشگاهها گشت . کمی پس از آن ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد که هفت عضو داشت ، از جمله آقای دکتر سروش ،که مستقیما توسط آیت الله خمینی منصوب شده بودند . وظیفه این ستاد فراهم کردن زمینه بازگشایی دانشگاهها و بازنگری سر فصلهای دروس دانشگاهی بود . اما تعدادی از دانشجویان و بعضی افراد مشخص انتظار داشتند که دانشگاهها برای مدتی طولانی بسته بماند تا بتوانند تغییرات بنیادی بعمل آورند . دکتر سروش و همکارانش موضوع را با امام خمینی درمیان گذاشته و درخواست نمودند تا ایشان دستور تسریع در بازگشایی دانشگاهها را صادر نمایند ،که ایشان نیز در یکی از سخنرانی های عمومی خود دستور به این امر فرمودند . پس از یک سال و نیم بازگشایی دانشگاهها شروع شد و با سرفصلهای جدید کار خود را آغاز نمودند .

در سال 1362 به دلیل بروز پاره ای اختلافات بین ایشان و مدیریت دانشگاه تربیت معلم دکتر سروش به موسسه تحقیقات و مطالعات فرهنگی نقل مکان نمودند که تا کنون نیز در آن عضو میباشند . در آن سال ستاد انقلاب فرهنگی به شورای انقلاب فرهنگی تغییر یافت و اعضای آن به هفده نفر افزایش یافتند ؛ اما دکتر سروش در هیچ یک از جلسات این شورا شرکت نکرد و استعفای خود را تقدیم آیت الله خمینی نمود و از آن پس هیچ پست رسمی در سیستم حکومتی ایران بر عهده نگرفت ، و صرفا محقق مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بود. فقط گاه گاهی مورد مشورت بعضی از اشخاص دولتی قرار داشت .

دکتر سروش تا سال 1375 که بدلیل حملات اعضای گروهک موسوم به انصار حزب الله مجبور به ترک تدریس در دانشگاه شد ، دروس زیر را تدریس می نمود : فلسفه علم  ،  فلسفه تاریخ  ،  فلسفه دین یا کلام جدید  ،  فلسفه تطبیقی و فلسفه علوم تجربی . ایشان همچنین یک سلسله سخنرانی درباره مثنوی مولانا جلال الدین ایراد فرمود که در همان زمان از تلویزیون ایران پخش می شد .  پس از آن در طول هشت ترم در دانشگاه همین موضوع  را تدریس نمود که نوارهای آن بطور گسترده در داخل و خارج ازکشور منتشر شده است .

در سال 1367 دکتر سروش بطور هفتگی در مسجد امام صادق در شمال تهران ، سخنرانی درباره نهج البلاغه را آغاز نمود  که حاصل آن مجموعه اوصاف پارسایان در تفسیر خطبه متقین ، و مجموعه حکمت و معیشت درتفسیر نامه حضرت امام علی (ع) به ح‍ضرت امام حسن (ع) بود . سخنرانی های دکتر سروش در این مسجد حدود 6 سال ادامه داشت تا اینکه بدلیل مخالفتهای سیاسی قطع گردید .

علاقمندان میتوانند برای اطلاع بیشتر و دقیقتر از زندگی سیاسی آقای دکتر سروش و نظرات ایشان به مجموعه مصاحبه ها و مکاتبات منتشز شده در کتابهای آئین شهریاری و دینداری ، و سیاست نامه مراجعه نمایند .

برخی از  کتابهای نوشته شده توسط  دکتر سروش چنین است :

1-       نهاد نا آرام جهان

2-       تفرج صنع

3-       آئین شهریاری و دینداری

4-       اوصاف پارسایان

5-       ایدئولوژی شیطانی

6-       بسط تجربه نبوی

7-       حکمت و معیشت ( تا کنون دو جلد آن چاپ شده )

8-       حدیث بندگی و دلبردگی

9-       درسهایی در فلسفه علم الاجتماع

10-    رازدانی روشنفکری و دینداری

11-    سیاست نامه

12-    صراطهای مستقیم

13-    علم چیست ؟ فلسفه چیست ؟

14-    فربه تر از ایدئولوژی

15-    قبض و بسط تئوریک شریعت

16-    قصه ارباب معرفت

17-    قمار عاشقانه

18-    مدارا و مدیریت

19-    اخلاق خدایان

20-    بسط تجربه نبوی

و...

همچنین در کارنامه ایشان مجموعه بزرگی از سخنرانی ها قرار دارد که در صدها جلد نوار توسط انتشارات صراط به معرفت دوستان عرضه میگردد .

-------------------------------

منبع:http://www.insanoglu.blogfa.com/post-14.aspx

+ الف ; ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱
    پيام هاي ديگران ()   

صنعت هولوکاست

 بی تردید هولوکاست کارکردهای بسیارمادی و معنوی برای یهودیان و صهیونیستها در پی داشته است


در این راستا، صهیونیست‌ها‌ با طرح دعاوی حقوقی علیه کشورهای آلمان، اتریش، لهستان، سوئیس و

هر کجای دیگر که توانسته اند، تاکنون میلیاردها دلار به جیب زده اند.


«نورمن فینکلشتاین» استاد دانشگاه نیویورک که خود نیز یهودی است، کتابی خواندنی درباره این موضوع

نوشته و نام آن را «تجارت هولوکاست» گذاشته است.


اینک به برخی از آنچه یهودیان صهیونیست و «کنگره جهانی یهود» در دعاوی حقوقی مطرح کرده اند، گذرا

اشاره می‌کنیم:


- 32میلیارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروکه در بانک‌های سوئیس.


- 10میلیارد دلار مربوط به اموال یهودیان بی وارث در بانکهای اتریش و دهها میلیارد دلار مربوط به ارزش

زمین‌هایی که ادعا می‌شود، پیشتر در مالکیت یهودیان لهستان بوده است.


همچنین مدیر کل کنگره جهانی یهود چندی پیش اعلام کرد: 50درصد از آثار هنری موجود در ایالات متحده

 از یهودیان به سرقت رفته است.


آلمان تا به حال، بیش از صد میلیارد مارک خسارت ‌هلوکاست به اسرائیل داده است و طبق قرارداد باید تا

سال 2030 هر سال به اسرائیل خسارت بدهد و اتریش و سوئیس نیز به اسرائیل، خسارت سالانه

 می‏دهند.


هولوکاست امروزه به باب درآمدی بسیار قوی و «مرغ تخم طلایی» برای سازمان‌ها‌ی یهودی تبدیل شده و

 سودهای هنگفتی را برایشان به ارمغان می‌آورد. به نحوی که طبق گفته رئیس کنگره جهانی یهود، بودجه

این کنگره هم اکنون بالغ بر7میلیارد دلار است.


طبق تعبیر فینکلشتاین، هولوکاست، مبدل به بزرگترین دزد تاریخ بشریت شده است.


فینکلشتاین، الی ویزل را «یک مبالغه گر و دروغ پرداز» توصیف می‌کند. از دیگر سو، الی ویزل در مصاحبه

ای با روزنامه دیلی تلگراف اعلام کرده است: «فینکلشتاین از اسرائیل متنفر است و با تضعیف مساله

 هولوکاست، در واقع به دنبال تضعیف اسرائیل است».


«ژاک لانزمن»، رمان نویس مشهور فرانسوی که یهودی و صهیونیست است، با صراحت تمام در سال

 1994 میلادی ضمن مصاحبه ای گفت: «راست است که یهودیان میهن خود را به لطف مردگانشان به

 دست آوردند. اسرائیل قبل از هر چیز، کشور 6 میلیون نفری است که نازی‌ها مبدل به دود کردند. در

پشت سر هر اسرائیلی زنده، دست کم 2 اسرائیلی مرده وجود داشته تا به او کمک کند که بتواند در برابر

تمامی دنیا مقاومت کند. شکر خدا فلسطینی‌ها‌ هنوز به اینجا نرسیده اند. اگر شمار فلسطینیانی را که

در طول انتفاضه از پای درآمده اند، جمع بزنیم، هرگز بیش از 3 یا 4 هواپیمای 747 پر نمی‏شود. در حقیقت

روسای فلسطینیان، دنیا را برای 3 یا 4 سقوط هواپیما به شورش درآورده اند».

+ الف ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٩
    پيام هاي ديگران ()   

الی ویزل کیست؟

الی ویزل، درباره هولوکاست می‌نویسد: «چون این حادثه منحصر به فرد است نمی‏توان آن را در چارچوب تاریخ درک کرد. این مساله فراتاریخی است، بلکه تخریب تاریخ است و به دلیل قرار گرفتن در این سطح بی مانندی، نمی‏توان آن را با هیچ حادثه دیگری مقایسه کرد. مقایسه ای این چنین در واقع خیانتی به تاریخ یهودیت است».
وی که در سال 1928 میلادی در مجارستان متولد شده است،   11ساله بوده که جنگ جهانی دوم (1939 - 45 میلادی) آغاز می‏شود. ویزل پس از جنگ به فرانسه کوچید و در دنیای رسانه‌ها‌ی صهیونیستی فرانسه به روزنامه نگاری مشغول شد. ویزل بعداً به امریکا رفت و در سال 1986 در 58 سالگی به پاداش تلاشهای فرهنگی اش در تایید و تثبیت صهیونیسم جهانی، انتخاب و برنده جایزه صلح نوبل شد. ویزل آثار متعددی نوشت است و تا کنون از او حدود 30جلد کتاب منتشر شده.
برای این یهودی مجارستانی الاصل، وقایعی چون کشتار فجیع ارامنه طی جنگ جهانی اول در سال 1915 (5) و بمباران دهشتناک اتمی هیروشیما در جنگ جهانی دوم و دهها واقعه مشابه، چندان مهم نیست؛ اگر پای اهمیت به اصطلاح قتل عام یهودیان در میان باشد!
ویزل در رمانی به نام «شب» زندگی یهودیان مجارستانی را دراواخر جنگ جهانی دوم به تصویر کشیده و در این قصه کوشیده تا ماجرای جعلی کوره‌ها‌ی آدم سوزی را به عنوان یک واقعیت به خوانندگان خود بباوراند.
ویزل در زمان نوشتن رمان «شب» نویسنده ای نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصیف کوره‌ها‌ی آدم سوزی گفته است بیشتر مضحک می‌نماید تا ترسناک!
جالبتر این که ویزل در رمان خود گویا فراموش کرده که در اردوگاه‌ها‌ی یهودیان به زعم صهیونیست‌ها‌ی تحریفگر و افسانه پرداز، اتاقهای گاز نیز وجود داشته است، در نتیجه در این رمان که بیش از دو سوم حجم آن در اردوگاه‌ها‌ می‌گذرد از وصف کشتن یهودیان در اتاقهای گاز خبری نیست!، بلکه در اردوگاه آشویتسی که ویزل توصیف می‌کند، در دو نوع گودال، یهودی‌ها‌ را بطور مستقیم و زنده زنده می‌سوزانده اند: یکی ویژه خردسالان و دیگری مخصوص بزرگسالان!
در جایی از «شب»، ویزل می‌گوید: «در فاصله ای نه چندان دور از ما شعله‌ها‌یی بس بلند از گودالی به هوا برمی خاست. گویا چیزی را می‌سوزاندند، واگنی به گودال نزدیک شد و محموله اش را خالی کرد که کودکان خردسال بودند! بچه‌ها‌! بله، به نظرم دیدمشان، با همین دو چشم خودم کودکان را در میان شعله‌ها‌ی آتش دیدم، آیا تعجب آور است که تا مدتها نتوانستم بخوابم؟ خواب از چشمانم گریخته بود. خب پس می‌خواستند ما را به چنین جایی ببرند. آن سوتر، گودال بزرگتری بود ویژه بزرگسالان !» ١
ویزل خود را با اسرائیل یکی می‌داند و درباره کینه غیریهودیان به یهودیان می‌گوید: «به دلیل جایگاه ما و جایگاهی که اسرائیل در قلب زندگی و حیات ما دارد، دشمنان ما همواره به دنبال از بین بردن ما و اسرائیل هستند.» ماجرای هولوکاست و قتل عام یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم، تنها یک بحث تاریخی صرف نیست!٢

 -----------------------------

  1. رمان شب، اولی ویزل .
  2. مهدی علیخانی،پایگاه خبری شریف نیوز،سه شنبه، 16 اسفند 1384 - 09:13
+ الف ; ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٦
    پيام هاي ديگران ()